هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
221
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ديشب ، قدرى استعداد باران در هوا بود ؛ اما صبح ، هوا صاف و آفتابى شد . كشتى بادبانى خوشگلى ، صبح ، محاذى سراپرده بود . با دوربين نگاه كردم . از اهل « بادكوبه » « 1 » ، زياد ميان كشتى بود . « ناصر قلى خان عميد الملك » پيشخدمت ، امروز ديده شد . از راه « آمل » و « بارفروش » و « سارى » آمده است . امروز ميل به شكار « قرقاول » نداشتم . صبح ، به كالسكه نشسته ، الى منزل رانديم . و 5 ساعت به غروب مانده ، وارد منزل شديم . چادرها ، كنار درياست . ديگر فردا با دريا وداع خواهد شد . امروز ، چاپار از « طهران » رسيد . نوشته بودند : « حاجى صفر على خان سرتيپ » « 2 » ، اول سواره شاهسون اينانلو ، برادر « نظام الدّوله مرحوم » ، فوت شده است . بسيار افسوس از فوت او خوردم . بسيار سرتيپ رشيدى بود . در جميع سفرها كه مأمور شده بود ، از جنگهاى « خراسان » و « تركمان » و « هرات » و « افغانستان » ، در همهجا با سوارهء خودش فاتح بوده است و هيچوقت نشد كه در جنگهايى كه مىرفت با سوارهء خودش ، بر دشمن ظفر نيابد . « خسرو ميرزا » ، ولد وليعهد « نايب السلطنه » مرحوم ، كه متوقّف « همدان » بود ، او هم فوت شده است . از فوت او هم بسيار افسوس خوردم . شب ، جوابهاى « طهران » نوشته شد ، با بعضى [ از ] احكام . دوشنبه ، هشتم [ شوال 1292 ه . ق . ] به « چهار امام » ، يعنى « اميرآباد » قلعهء عبد الملكىها بايد رفت ، كه اوّل اسمش « اميرآباد » و حالا « ناصرآباد » است . « 3 »
--> تعريف داشت . بعد از ناهار منزل راندند . نزديك اردو در قلعه پياده شدند . آنجا را گردش فرمودند . قلعه 8 برجهاى با آجر كهنهء فرحآباد در عوض گچ و آهك با گل . اينجا كه همه شن است ساخته شده ، گمانم اين است كه زود خراب شود . نه قلعهء جنگى است و نه عيشى . بناى بىمعنى بىخودى است . » ( روزنامه عماد السلطنه ، 38 - 39 ) ( 1 ) . امروزه به آن باكو مىگويند و پاىتخت جمهورى آذربايجان است . ( 2 ) . در اصل : سرتيب ( 3 ) . « منزل امروز چهار امام و اميرآباد است كه نزديك هم واقع شدهاند . راه 2 فرسخ بود . از سمت غربى مرداب « ميان كاله » رفتيم . اگرچه مرداب دور بود از راه ، اما باتلاق گواهى مىداد كه چندان دور از دريا نيستيم . » ( روزنامهء اعتماد السلطنه ، 44 )